4 ربیع الثانی سالروز ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی

4 ربیع الثانی سالروز ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی

10/04/41 09:19:59 ص

المشاهدات : 16

متفرقه

مردی که مورد احترام ائمه بود

حضرت عبدالعظیم، از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین (علیه السلام) و نیز از چهره‌های بسیار محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) به شمار می‌رفت. دوران وی، گر چه عصر حاکمیت عباسیان و ایجاد خفقان و سخت گیری نسبت به شیعیان بوده است، ولی مدافعان دین و حافظان مکتب که روایات امامان را ثبت و نقل می‌کردند، نقش عمده‌ای در پاسداری و صیانت از فرهنگ والای اهل بیت (علیه السلام) داشتند و این بزرگوار نیز یکی از سنگربانان عقیده تابناک تشیع محسوب می‌شود که درحفظ و انتشار سخنان ائمه اطهار، سخت کوشا بود و ستایش‌های فراوان ائمه (علیه السلام) از وی نشان دهنده شخصیت والای علمی و معنوی وی می‌باشد.

ادب نسبت به ساحت ائمه (علیه السلام)

«شیخ محمّد شریف رازی» در کتاب خود، پیرامون ادب حضرت عبدالعظیم نسبت به ساحت ائمه معصومین (علیه السلام) چنین می‌نویسد: «رفتار و عادت کریمانه حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) این بود که هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد (علیه السلام) یا امام هادی (علیه السلام) می‌شد، با کمال ادب و خضوع و غایت حیا و تواضع، در حالی که دست‌های خود را از ردا بیرون آورده بود، با کمال ادب به محضر آن امامان سلام عرض می‌کرد و امام پس از جواب سلام، او را نزدیک خود می‌خواند و در کنار خویش می‌نشاند؛ به حدّی که زانوی مبارکش به زانوی مقدّس امام می‌چسبید و امام، کاملا از احوال او سؤال می‌کرد که این موجب حسرت و غبطه  دیگران می‌شد.»

محمّد شریف رازی در ادامه می‌نویسد: یکی از جنبه‌های احترام و تعظیم‌های امام جواد (علیه السلام) و امام هادی (علیه السلام) به جناب عبدالعظیم حسنی این بود که هیچ وقت اورا به نام نمی‌خواندند و پیوسته حضرتش را با کنیه اش - که «ابوالقاسم» بود- خطاب می‌نمودند و علمای ادب می‌گویند که کنیه برای تعظیم و تکریم و احترام، وضع شده است؛(۲) لذا به خوبی فهمیده می‌شود که حضرات ائمه معصومین (علیه السلام) تا چه حدّی برای جناب عبدالعظیم، احترام قائل بوده‌اند و اینها چیزی جز این نیست که تقوا، ورع و علم توأم با عمل عبدالعظیم، باعث شده است که محبوبیت خاصی نزد امامان معصوم بیابد.»

مقام و منزلت عبدالعظیم از زبان معصومین (علیه السلام)

شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» می نویسد: «وقتی که حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) خدمت امام هادی (علیه السلام) مشرف شد و عقاید خود را اظهار نمود، امام فرمود: تو از دوستان حقیقی ما هستی».(3)

و نیز مؤلف کتاب «جنةالنعیم» می گوید: «شخصی به نام ابا حماد رازی - از شیعیان و موالیان شهر ری - با وجود مشکلات آن زمان به سامراء رفت و خدمت امام زمانش حضرت علی النقی (علیه السلام) رسید و مسائلی را پرسید. امام، ضمن پاسخ به مسائل او، فرمود:

«ای ابا حماد! هرگاه مشکلی از امور دینی برایت پیش آمد، جواب مشکل خود را از عبدالعظیم حسنی بخواه و سلام مرا به او برسان.»(4)

عبدالعظیم در کلام علمای اسلام

سیّد جلیل القدر، حضرت عبدالعظیم حسنی، در میان فرزندان ائمه هدی (علیه السلام) از مقام و منزلت والایی برخوردار است که غالب دانشمندان و نوابغ عالم اسلام، هر کدام به نوبه خود، با عباراتی بدیع و بیاناتی لطیف، او را ستایش کرده‌اند؛ که بیان برخی از آنها در این جا جالب توجه بوده، موجب معرفت بیشتر به آن حضرت می‌گردد:

- شیخ بزرگوار، صدوق می‌نویسد: «حضرت عبدالعظیم (علیه السلام)» شخصی خدا پرست، پارسا و پسندیده خدا و رسول خدا - صلی اللّه علیه و آله - و مردم بوده است.»(5)

صاحب بن عباد - که یکی از علمای اهل تسنن و وزیر فخر الدوله بوده است - می‌گوید:

«عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) مردی با ورع، پارسا و پرهیزگار و دیندار و خدا پرست، معروف به امانت داری و دارای صداقت لهجه، دانای به امور دین و گویای توحید، و عدل بسیار بود. در زمان خودش در علم و ادب و فضل و دانش و تقوا، بعد از امام زمانش، برتمام معاصران خویش برتری داشته، هیچ کس را منزلت او نبوده و به تمام معنا تبعیّت و تقلید از حضرات ائمه (علیه السلام) می‌نمود و در اولاد و احفاد حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) کسی به قدر مرتبه و مقام او نرسیده است.»(6)

نجاشی نیز در کتاب «رجال» خود درباره شخصیت حضرت عبدالعظیم می‌گوید:

«عبدالعظیم (علیه السلام) در حال خوف و فرار از خلیفه، وارد شهرری گردید و در سرداب منزل یکی از شیعیان ساکن شد؛ وی در آن زیر زمین، که مخفی‌گاه او بود، روزها را روزه می‌داشت و شب‌ها را به نماز مشغول می‌شد.»(7)

درمحضر سه امام

یکی از ویژگی‌های مهم در زندگی حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) این بود که توفیق یافت محضر پرفیض سه حجّت الهی را - که عبارتند: از امام رضا، جواد و امام هادی (علیه السلام) - درک نماید، از تعالیم آن بزرگواران بهره‌مند گردد و سخنان و روایات آنان را به نسل‌های بعد منتقل نماید. وقتی امام رضا (علیه السلام) در مدینه به سر می‌برد، برای حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) امکان دیدار با حضرتش فراهم بود؛ پس از شهادت آن حضرت، که امامت به امام جواد (علیه السلام) رسید، در آن مدت که امام نهم در مدینه بود، این سعادت و توفیق همچنان برای حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) فراهم بود که با آن حضرت، تماس و دیدار داشته باشد و از دانش آن بزرگوار، بهره گیرد. گاهی نیز سؤالات خود را به صورت نامه از امام می‌پرسید و جواب مکتوب از امام دریافت می‌کرد.

سرشارترین و حسّاس‌ترین مقطع حیات حضرت عبدالعظیم، دوران امام هادی (علیه السلام) بود؛ گرچه امام هادی (علیه السلام) بخشی از عمر خویش را در یک منطقه  حفاظت شده نظامی و تحت نظر، در «سامرا» گذراند و در آن دوران، امکان ارتباط شیعیان با آن حضرت، کمتر و با مشکلاتی همراه بود؛ امّا عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) درهمان زمان هم به محضر امام هادی(علیه السلام) می‌رسید و از او رهنمود می‌گرفت.

علت هجرت به ری

علت مهاجرت حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) از مدینه به ری و سکونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر، جستجو کرد.

خلفای عباسی نسبت به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شیعیان ائمه (علیه السلام) بسیار سخت گیری می‌کردند. یکی از خشن ترین و بد رفتارترین این خلفا، «متوکل» بود که دوران خلافتش، نه تنها چندین بار مزار سیّدالشهداء (علیه السلام) را در کربلا تخریب کرد، از زیارت قبر آن حضرت نیز جلوگری می‌نمود. امام هادی (علیه السلام) با پنج نفر از خلفای عباسی - از جمله متوکّل - هم عصر بود. متوکّل، برای مصون ماندن از خشم انقلابی مردم مظلوم و جلوگیری از تجمع شیعه بر محور وجود امام هادی (علیه السلام) آن حضرت را از مدینه به سامرا برد، تا تمامی فعالیت‌ها و ارتباطات آن امام را زیر نظر داشته باشد. حتّی چندین بار مأموران خلیفه به خانه امام ریختند و با گستاخی تمام، به تفتیش خانه  آن حضرت پرداختند. وقتی نسبت به امام معصوم، با آن موقعیت حساس، اینگونه برخوردهای تند وجود داشت، درباره ی پیروان آنان و شخصیت های رده بعدی، سختگیری و خوف و خطر بیشتری بود.

از آنجا که حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) بعضا به خدمت امام هادی (علیه السلام) در سامرا می‌رسید و از محضرش استفاده می‌نمود، جاسوسان خلیفه ارتباط ایشان را با امام هادی (علیه السلام) گزارش نمودند و در پی آن، خلیفه دستور تعقیب و دستگیری وی را صادر کرد و لذا حضرت عبدالعظیم حسنی برای مصون ماندن از خطر خلیفه  عباسی، خودرا از چشم مأموران پنهان می‌کرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس، رفت و آمد می کرد و این وضع ادامه داشت تا اینکه حضرت عبدالعظیم به شهر «ری» رسید و در آنجا قصد اقامت نمود.(8)

حضرت عبدالعظیم در «ری»

حضرت عبدالعظیم به صورت یک مسافر ناشناس، وارد رِی شد و در محله  «ساربان» در کوی «سکةالحوالی» به منزل یکی از شیعیان رفت. مدتی در زیر زمین آن خانه به سر  برد و مردم از حضورش بی خبر بودند و تنها افراد انگشت شماری از شیعیان او را می‌شناختند و از حضورش در آن محله، مطلع بودند که آنان هم می‌کوشیدند که این خبر، فاش نشود تا خطری جان ایشان را تهدید نکند. امّا با گذشت زمان، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) را می‌شناختند و به خانه‌اش رفت و آمد می‌کردند تا از علوم و روایاتش بهره گیرند وعطر خاندان عصمت را از او ببویند.(9)

غروب خورشید

روزهای پایانی عمر پر برکت حضرت عبدالعظیم (س) با بیماری همراه بود. آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت (علیه السلام) در آستانه محرومیت از وجود پر خیر و برکت این سیّد کریم قرار گرفته بودند. عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) علاوه بر رنجی که از بیماری و غربت و دوری از خویشاوندان می‌برد، اندوه مصیبت‌های پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاکمیت عباسیان، برایش جانکاه بود. او با ذکر پیوسته خدا و عبادت به روح خود آرامش می‌بخشید و بار غربت و بیماری را بردوش می‌کشید.

بنابر قول مشهور، خورشید فروزان ری، حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) در پانزدهم شوال ۲۵۲هجری، غروب کرد(۱۰) و در پی آن شعله  دیرپای حق و ایمان در آن دیار، فرو خوابید. خبر درگذشت آن بزرگوار، دهان به دهان گشت و مردم شهر، جملگی سیاه پوش شدند و بر در خانه  آن حضرت صدا به گریه و شیون بلند کردند و پس از آنکه پیکر مطهّر حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) در میان خیل عظیم مردم تشییع شهر، در آن شهر به خاک سپرده شد.

قرن‌هاست که حرم با شکوه حضرت عبدالعظیم (علیه السلام)، با جلوه‌ای ملکوتی و معنوی که داشته، کهربای جان‌های مشتاق و دل‌های پاک بوده است و همواره قلوب اهل معرفت، کبوتر وار برگرد حرمش طواف کرده است.

فضیلت و ثواب زیارت

فرهنگ زیارت در مکتب شیعه، از شیوه‌های اساسی احیای نام و یاد بزرگان، عالمان و اولیای خدا است. حضوریافتن در کنار قبور انسان‌های والا و برجسته، هم ارج نهادن به پاکی و صداقت و ایمان و جهاد آنان است و هم الگوگیری از زندگی و الهام جویی از نام ویاد ایشان است، لذا تشویق‌های بسیاری که در روایات اسلامی پیرامون زیارت مرقد ائمه معصومین و امامزادگان بزرگوار آمده است، یک دستور تربیتی و ارشادی است. زیارت حرم باصفای حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام نیز در همین راستا مورد تأکید و توجه بوده است که در روایتی از امام هادی (علیه السلام) آمده است که هر کس قبر حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) را زیارت کند، خداوند بهشت را به او پاداش می‌دهد! (11)

وهمچنین در نقل دیگری آمده است که مردی از اهل ری، خدمت امام هادی (علیه السلام) رسید. امام از او پرسید: کجا بودی؟ گفت: به زیارت سیّد الشهدا (علیه السلام) رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم حسنی را زیارت کنی، گویا حسین بن علی علیه السّلام را زیارت کرده‌ای.(12)

اینکه زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) پاداش بهشت دارد و یا همچون زیارت کربلا ارزشمنداست، دلیل و نشانه ی مقام والا و عالی آن سیّد بزرگوار در نزد خدا و اهل بیت عصمت (علیه السلام)است؛ چراکه وی درآن دوران سخت و پرخطر، مطیع امامان بود و فروغ احادیت و کلمات نورانی ائمه  اطهار(علیه السلام) را در شهرهای مختلف می گستراند؛ لذا فعالیت او در چنان شرایط خطیر از ارزش خاصی برخوردار بود.

گوهرهای ناب

حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) علاوه بر دانش، تقوا، مجاهدت و مقام والای اخلاقی و فضایل معنوی، از موثّق ترین راویان احادیث از اهل بیت عصمت (علیه السلام) بود. نام وی در سلسله سند تعدادی از احادیث، در موضوعات تفسیری، فقهی، اخلاقی و اعتقادی می‌درخشد. در پایان این نوشتار کوتاه به عنوان تبرّک از کلام معصومین (علیه السلام) برخی از احادیثی که حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) مستقیما خود از امام معصوم (علیه السلام) شنیده است، بیان می‌کنیم.

رفتار مکتبی

امام رضا (علیه السلام) خطاب به حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) فرمودند: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را به خودشان راه و سلطه ندهند. آنان را به راستگویی و امانت داری و سکوت و ترک مجادله در کارهای بیهوده و دیدار و توجه به یکدیگر دستور بده؛ چراکه اینها مایه نزدیک شدن به من است. خود را مشغول دشمنی با یکدیگر و دریدن هم نکنند! من با خودم پیمان بسته‌ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد، از خدا بخواهم که او را در دنیا به شدیدترین نحو عذاب کند. در آخرت نیز، وی از زیانکاران خواهد بود.»(13)

زیارت امام رضا (علیه السلام)

حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) از امام جواد (علیه السلام) روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند: «هر کس پدرم -امام رضا(علیه السلام)- را بامعرفت به حقش، در طوس زیارت کند، بهشت را نزد خداوند برای او ضمانت می کنم.»(14)

انتظار فرج

حضرت عبدالعظیم می‌گوید: «امام جواد (علیه السلام) برای من فرمود: «به درستی که قائم خاندان ما همان «مهدی» است که واجب است در زمان غیبتش، انتظار او کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد. سوگند به خدایی که محمّد را به رسالت برانگیخت و مارا به امامت مبعوث نمود، اگر از دنیا فقط یک روز باقی بماند، آن روز آنچنان طولانی خواهد شد که مهدی (علیه السلام) از پشت پرده غیبت ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهدنمود. خداوند امور ولی عصر را در یک شب، اصلاح خواهد نمود؛ به همان روشی که امر موسی بن عمران را در یک شب اصلاح کرد....بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.»(15)

فضائل حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) از زبان ائمه(علیه السلام)

ابن قولویه در کامل الزّیارات (باب ۱۰۷ صفحه ۳۲۴) از علیبن حسین ابن موسی بن بابویه و او از محمّد ابن یحیی اشعری عطار قمی روایت کرده یکی از اهالی ری گفت بر حضرت ابوالحسن العسکری امام هادی(علیه السلام) وارد شدم آن جناب از من پرسید کجا بودی؟

عرض کردم به زیارت سیدالشهدا(علیه السلام) رفته بودم آن حضرت فرمود: بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) را که در نزد شماست زیارت کرده بودی مثل آن است که حضرت حسین بن علی را در کربلا زیارت کرده باشی.

گفتار علماء درباره حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)

نجاشی در رجال خود حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) را پس از ذکر شجره اش صاحب خطبه امیر المؤمنین(علیه السلام) ذکر نموده است. مرحوم میرزا حسین نوری محدّث قرن اخیر در مستدرک الوسائل صفحه ۶۱۴ ذکر نام و معروفیت وی را به امانت و راستگویی و درستکاری و اهل زهد و عبادت بودن تأکید می نماید و از قول حضرت ابوالحسن الهادی(علیه السلام) پاداش زیارت او را بهشت می داند.

مرحوم کجوری در روح و ریحان از قول سید مرتضی علم الهدی حدیث عرض دین آن حضرت را نقل کرده است. مرحوم مجلسی در هدیة الزائرین ص ۵۴۶ از مزارات معلوم و مشهور، مرقد منّور حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) را در مقابل شجره ری ذکر می کند. شیخ الطّائفه در رجال خود حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) را از اصحاب امام هادی(علیه السلام) ذکر کرده و در پایان نام اورا به رضی الله عنه یاد نموده که رضی الله عنه نزد اصحاب حدیث با اهمیت است. علّامه حلّی در خلاصه الاقوال، حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) را جزء ثقات و ممدوحین ذکر کرده مرحوم صدوق(ره) در صفحه ۹۲ ثواب الاعمال از محاسن برقی حدیثی را از حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) نقل کرده و صاحب محاسن او را رضی قلمداد نموده است.

مرحوم صدوق(ره) در من لا یحضره الفقیه کتاب صوم باب یوّم الشّک حدیثی را از قول حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) نقل نموده و گفته این حدیث نادر است و من جز در طریق عبدالعظیم(علیه السلام) ندیده ام و او هم مرضی است، این گفتار نهایت اعتماد را می رساند.

محمّد ابن علی اردبیلی در جامع الرّواه گفتار شیخ طوسی(ره) و نجاشی را ذکر کرده است. مرحوم میرداماد رحمت الله علیه در راشحه خامسه از (رواشح السّماویه) گفته : واضح است که طریق عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) مدفون در مسجد شجره ری (حسن) شمرده شود زیرا که اهل حدیث و علما رجال وی را مدح و توصیف و تمجید نموده اند. اگر چه در گفتار علما به توثیق او تصریح نشده است من معتقدم افراد روشن و بصیری که در حدیث تخصّص داشته و در حالت رجال و محدّثین مطالعات کافی دارند از اینکه تصریح به توثیق این محدّث بزرگوار نشده اظهار ناراحتی می کنند و این سکوت را زشت می شمارند. مگر حضرت هادی (علیه السلام) به او نفرمود، تو به حقّ از دوستان ما هستی؟ این فرمایش امام(علیه السلام) جامع ترین تعریف درباره حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) با در نظر گرفتن شرافت، نسب و عظمت خانوادگی اوست.

اکنون تمام اینها دلالت دارد که وی مردی شریف و بزرگوار خوش نفس و خوش عقیده بوده و اخباری که در زیارت او از امام علی النّقی(علیه السلام) رسیده و محدّثین بزرگی چون صدوق(ره) و ابن قولویه(ره) آنها را در کتب خود ذکر کرده اند شاهد گویائی از مقام ارجمند وی در نزد معصومین (علیهم السّلام) است و گفتار دو عالم بزرگوار فوق الذکر کفایت می کند که طریق حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) را در درجه عالی از صحت بدانیم و اخبار و احادیث منقول وی را در اعداد "صحاح" بشماریم مرحوم شیخ عبدالله ممقانی در تنقیح المقال درباره حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) سخن گفته، نوشته است علّت عدم تصریح محدّثین و فقها به توثیق ایشان جلالت و بزرگواری وی را ثقه ذکر کنند، زیرا مقام آن حضرت والاتر از ثقه می باشد. مرحوم شیخ عبّاس قمی(ره) در سفینه البحار گفتار صاحب بن عباد و بقیه علما را آورده و در مورد زیارت ایشان فضیلت زیادی را ذکر نموده است.

روایات حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) به عنوان یکی از محدثین مشهور، روایات متعددی را از معصومین(علیهم السّلام) نقل نموده است.

در این مقال به ذکر برخی از احادیث مذکور می پردازیم.

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) با چند واسطه از قول اسباط گوید: در خدمت حضرت امام صادق(علیه السلام) بودم. مردی از وی درباره آیه شریفه (ان فی ذالک لایات للمتوسّمین ...و انها لبسبیل مقیم) سوال می کرد، راوی گفت: حضرت بدو فرمودند: مقصود از متوسّمین، ما هستیم و سبیل مقیم نیز راهی است که ما آن را بپا داشته ایم، یعنی باید از طریق ما بروند تا به سر منزل مقصود برسند.

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) از امام رضا(علیه السلام) روایت کرده که آن جناب فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو در دلهای خود از برای شیطان راهی باز نکنند و آنها را امر کن به راستگوئی در گفتار و ادای امانت و این عمل آنها موجب نزدیکی به من می شود.

حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) از حضرت جواد(علیه السلام)، ایشان از پدرش و او از جدّش روایت کرده که فرمود: از حضرت صادق(علیه السلام) شنیدم می فرمود: سرپیچی از فرمان و دستورات پدر و مادر از گناهان بزرگ است زیرا خداوند(عاق) را ستمگر و بدبخت معرفی فرموده و او را به سخت ترین عذابها وعده داده است.

حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) فرمود : به حضرت جواد(علیه السلام) عرض کردم، از پدرانت برای من حدیثی روایت فرما. حضرت فرمود: پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امیر المومنین(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: شما هرگز نمی توانید مردم را به‌وسیله ثروت و مالی که در دست دارید به خود متوجّه سازید، بلکه آنان را به‌وسیله اخلاق و روش صحیح به خود نزدیک کنید. گوید عرض نمودم بیشتر بیان نمائید، فرمودند: بد توشه ای است برای روز قیامت دشمنی کردن با بندگان خدا... .

حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) فرمود، از حضرت ابوالحسن هادی(علیه السلام) شنیدم می فرمود: مقصود از (رحیم) از رحمت و آمرزش دور شدن، و از درگاه خداوند رانده شدن میباشد (و او شیطان است) و هیچ مؤمنی او را به یاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت.

حضرت عبدالعظیم الحسنی(علیه السلام) از حضرت امام جواد(علیه السلام) و او از پدرانش (علیهم السّلام) و آنها از حضرت امام سجّاد(علیه السلام) روایت فرمودند که: روزی سلمان فارسی، ابوذر غفاری را به خانۀ خود میهمان کرد و از میان انبان (کیسه)، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید و قدری آب بر آن پاشید. ابوذر گفت: چقدر خوب می شد که همراهِ نان، قدری نمک هم بود! سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد و آن را در مقابل ابوذر گذارد، ابوذر از آن نمک به آن نان می پاشید و میل می کرد و می گفت: خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده: سلمان گفت  «اگر قناعت در کار بود، ظرف آب به گِرو نمی رفت».

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) می فرماید: روزی به خدمت حضرت امام محمد تقی(علیه السلام) رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود: "ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل و ان کان نظرا قلیلا" دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد، اگر چه دیداری کوتاه باشد.

روزی حضرت امام رضا(علیه السلام) رو به حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) فرمود و چند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند. متن فرمایش چنین بود: ای عبدالعظیم، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو:

* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند.

* درگفتار خویش، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.

* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند.

* به همدیگر روی آورند و به دیدار و ملاقات هم بروند «فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است.

* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد، خداوند را بخوانم تا او را در دنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و در آن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.

* به ایشان بگو: همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و از خطای گنهکارانشان درگذشته است، مگر کسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده، یا کینه آنها را با دل بگیرد. بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و از ولایت ما خارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد «و اعوذبک من ذلک»

روزی حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) از حضرت امام هادی(علیه السلام) شنید که فرمود: همانا پروردگار، ابراهیم را دوست خود گرفت، زیرا که او بر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و اهل بیتش (علیهم السّلام) بسیار صلوات می فرستاد.

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) می فرماید: روزی در محضر مبارک امام جواد(علیه السلام) بودم. عرض کردم: ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حدیثی از پدران بزرگوارت(علیه السلام) برای من روایت فرمائید. حضرت امام جواد(علیه السلام) فرمود: پدرم(علیه السلام) از جدّم(علیه السلام) و او از پدرانش (علیهم السّلام) و آنان از حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود:

*هر کس خود را بی نیاز بداند (در امور مهم بدون مشورت عمل کند) خود را درخطر افکنده است.

*هر کس در دام خودبینی افتاد، نابود خواهد شد.

*هر کس یقین کند آنچه را می دهد عوض دارد هرگز در بخشش و احسان کوتاهی نخواهد کرد.

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) روایت فرماید که حضرت امام جواد(علیه السلام) فرمود: که وجود مقّدس حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(علیه السلام) فرمود: ارزش هر کس به اندازه اعمال نیکوی اوست.

حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) به محمّد بن مسلم فرمود: مردم تو را گول نزنند، زیرا که مسئولّیت کارهای تو، به خودت متوجّه است و به آنها ارتباط ندارد. ایّام عمرت را به کارهای بیهوده نگذران،. روزهای زندگی را به چون و چرا به هدر مده، زیرا همراه تو کسانی هستند که کارهای روزانۀ تو را محاسبه و یادداشت می کنند. اگر عمل نیکی را انجام دادی، گرچه کوچک باشد، حقیر مشمار، برای اینکه آن را خواهی دید در جایی که تو را خشنود سازد، و اگر کار بدی انجام دادی، آن را نیز کوچک مشمار زیرا که به تو خواهد رسید. در هنگامی که تورا بدحال سازد، و نیکی کن، بدرستی که من چیزی را ندیدم که انسان را از زودتر به مقصد رساند از عمل خوبِ تازه ای که در مقابل گناه کهنه ای انجام دهد.

حضرت عبدالعظیم(علیه السلام) روایت فرماید که روزی به وجود مقدّس حضرت امام جواد(علیه السلام) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حدیثی از پدران بزرگوارت (علیهم السّلام )برای من روایت فرمائید.

حضرت امام جواد(علیه السلام) از قول پدر و جّد و از وجود مقدّس حضرت امیر المؤمنین (علیهم السّلام) روایت فرمود که:

المرء مخبوءٌ تحت لسانه.

دانش و شخصیت هر کس در زیر زبانش مخفی است.

ما هلک امرء عرف قدره.

هر کس قدر خود را بشناسد، هلاک نمی شود.

التّدبیر قبل العمل یومنک من النّدم

تدبیر و اندیشیدن پیش از انجام هر کار، تو را از پشیمانی نگه می دارد.

عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت

آنچه فرا روی شماست، مجموعه ایست کوچک از هشت روایتی که از عبدالعظیم حسنی ( علیه السلام) درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده است . ای روایت ها که واجد سندهای پذیرفته ای هم هستند در موضوعاتی بسان ویژگی های امام عصر (اروحنافداه) ; غیبت و آثار آن; انتظار و فضیلت آن; عصر ظهور و رخدادهای آن و نیز برتری منتظران بر غیرمنتظران آمده است کوشیده ایم این اخبار را از مصادر و منابع اولیه نقل کنیم .

گفتنی است که از جمله راوایت که در این مجموعه آمده است روایت مشهور به عرض دین است . این روایت بلندترین روایت رسیده از حضرت عبدالعظیم ( علیه السلام) است که تاکنون شرح هایی هم بر آن نگاشته شده است علت اینکه این روایت در این مجموعه نشسته است، بحث مهدویتی است که در پایان آن مطرح شده است .

قیام قائم ( علیه السلام)

عن عبدالعظیم الحسنی (رضی عنه الله) قال: قلت لمحمد بن علی بن موسی ( علیهم السلام) : یا مولای انی لارجو ان تکون القائم من اهل بیت محمد الذی یملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا.(16) فاذا اجتمعت له هذه العدد من اهل الاخلاص اظهر الله امره، فاذا کمل له العقد و هو: عشرة آلاف رجل خرج باذن الله، فلایزال یقتل اعداء الله حتی یرضی عزوجل.

قال عبدالعظیم: فقلت له: یا سیدی! فکیف یعلم ان الله قد رضی؟

قال: یلقی فی قلبه الرحمة، فاذا دخل المدینة اخرج اللات والعزی فاحرقهما (17).

عبدالعظیم حسنی گفت: به حضرت جواد عرض کردم: من امیدوارم که آن «قائم » که زیمن را پر از عدل و داد کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشد از خاندان حضرت رسول الله، شما باشی .

حضرت فرمود: ای ابوالقاسم! ما اهل بیت همه قائم به امر خداوندیم و راهنمای دین او هستیم، لیکن آن قائم که خداوند بوسیله او جهان را از کفر و آلودگی و ظلم و جنایت پاک خواهد کرد، و جهان را پر از عدل و داد می نماید، کسی است که ولادت او از انظار مخفی می ماند و شخص او از مدم پنهان می شود، و بردن نام او بر مردم حرام می گردد، آن حضرت با پیغمبر هم نام هم کنیه است، وی آن شخصی است که زمین از برای او در هم پیچیده می گردد و هر دشواری برایش آسان می شود، یاران وی که به اندازه ی اصحاب بدر هستند در هر کجای دنیا باشند پیرامونش جمع می شوند، و تفسیر آیه ی شریفه ی «اینما تکونوا یات بکم الله بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ء قدیر» در هر جایی که باشید خداوند همه شما را جمع می کند و پروردگار به همه چیز توانا است ناظر به این خداوند همه شما را جمع می کند و پروردگار به همه چیز توانا است ناظر به این معنی است، هر گاه این عده که از اهل اخلاص اند اجتماعی کنند، خداوند امر او را اظهار خواهد نمود، وقتی که لشگریان آن حضرت که ده هزار نفرند بهم بپیوندند در این هنگام به فرمان و اذن پروردگار ظهور خواهد نمود، و دشمانان خداوند را خواهد کشب تا از وی راضی گردد .

عبدالعظمی حسنی گوید: عرض کردم: آن بزرگوار از کجا می داند که خدا از وی راضی شده است؟

فرمود: در دل وی رحمت و عاطفه ای پیدا می شود که حاکی از رضایت خداوند است و هرگاه داخل مدینه شود، لات و عزی را از قبر بیرون می کند و می سوزاند .

سنگ باران کردن شیطان در زمان ظهور

حدتنا محمد بن احمد الشیبانی (رضی عنه الله) قال: حدثنا محمد بن ابی عبدالله الکوفی قال: حدثنا سهل بن زیاد، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: سمعت اباالحسن علی بن محمد العسکری ( علیهم السلام) یقول: معنی الرجیم انه مرجوم باللعن، مطرود من مواضع الخیر، لا یذکره مؤمن الا لعنه، و ان فی علم الله السابق انه اذا خرج القائم ( علیه السلام) لایبقی مؤمن فی زمانه الا رجمه بالحجارة کما کان قبل ذلک مرجوما باللعن (18)

از عبدالعظیم حسنی ( علیه السلام) رسیده است که گفت از حضرت هادی ( علیه السلام) شنیدم که می فرمود: مقصود از «رجیم » از رحمت و آمرزش دور شدن و از درگاه خداوند رانده گردیدن، و از منبع فیض طرد شدن است، هیچ مؤمنی او را بیاد نمی آورد مگر بالعن و نفرت، و از علم خداوند گذشته که هرگاه ولی عصر ظهور نماید همه ی مؤنین زمان آن حضرت، شیطان را سنگ باران خواهند کرد، همان طور که پیش از او بالعن و نفرین رانده شده بود.

نامه ی نبوی - علوی

محمد بن علی بن الحسین قال: حدثنا ابوالعباس محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن اسحاق الطالقانی (رضی عنه الله) قال: حدثنا الحسن بن اسماعیل قال: حدثنا سعید بن محمد بن القطان قال: حدثنا عبیدالله بن موسی الرویانی عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب قال: حدثنی عبدالله بن محمد بن جعفر، عن ابیه عن جده ان محمد بن علی باقر العلم ( علیه السلام) جمع ولده و فیهم عمهم زید بن علی، ثم اخرجا کتابا الیهم بخط علی و املاء رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) مکتوب فیه:

بسم الله الرحمن الرحیم

هذا کتاب من الله العزیز الحکیم الی محمد نوره وسفیره، وحجابه ودلیله، نزل به الروح الامین من عند رب العالمین .

عظم یا محمد اسمائی، واشکر نعمائی، ولاتجحد آلائی، انی انا الله لا اله الا انا، قاصم الجبارین، ومذل الظالمین، ومبیر المتکبرین، ودیان یوم الدین، انی انا الله لا اله الا انا، فمن رجا غیر فضلی، او خاف غیرعدلی عذبته عذابا لا اعذبه احدا من العالمین; فایای فاعبد، وعلی فتوکل، انی لم ابعث نبیا فاکملت ایامه وانقضت مدته الا جعلت له وصیا وانی فضلتک علی الانبیاء، وفضلت وصیک علی الاوصیاء، واکرمتک بشبلیک بعده و بسبطیک الحسن والحسین، وجعلت حسنا معدن علمی بعد انقضاء مدة ابیه، وجعلت حسینا خازن و حیی واکرمته بالشهادة وختمت له بالسعادة فهو افضل من استشهد و ارفع الشهداء درجة، جعلت کلمتی التامة معه والحجة البالغة عنده، بعترته اثیب واعاقب، اولهم «علی » سید العابدین، وزین اولیائی الماضین، وابنه سمی جده المحمود «محمد» الباقر لعلمی والمعدن الحکمتی، سیهلک المرتابون فی «جعفر» الراد علیه کالراد علی، حق القول منی لاکر من مثوی جعفر، ولاسرنه فی اشیاعه وانصاره واولیائه وانتحبت بعد «موسی » فتنة عمیاء حندس; لان خیط فرضی لاینقطع، و حجتی لاتخفی، وان اولیائی یسقون بالکاس الاوفی، من جحد واحدا منهم فقد حجد نعمتی، ومن غیر آیة من کتابی فقد افتری علی، ویل للمفترین الجاحدین عند انقضاء مدة موسی، عبدی و حبیبی، وخیرتی فی «علی » ولیی وناصری ومن اضع علیه اعباء النبوة، وامتحنه بالاضطلاع بها یقتله عفریت متکبر، یدفن فی المدینة التی بناها العبد الصالح الی جنب شر خلقی . حق القول منی لاسرنه «محمد» ابنه، وخلیفته من بعده و وارث علمه، فهو معدن علمی وموضع سری وحجتی علی خلقی، لا یؤمن به عبد الا جعلت الجنة مثواه و شفعته فی سبعین من اهل بیته کلهم قد استوجبوا النار، واختم بالسعادة لابنه «علی » ولیی وناصری، والشاهد فی خلقی، و امینی علی وحیی، اخرج منه الداعی الی سبیلی، والخازن لعلمی «الحسن » واکمل ذلک بابنه «م ح م د» رحمة للعالمین، علیه کمال موسی و بها عیسی و صبر ایوب، فیذل اولیائی فی زمانه، وتتهادی رؤوسهم کما تتهادی رؤوس الترک والدیلم، فیقتلون، ویحرقون و یکونون خائفین، مرعوبین وجلین، تصبغ الارض بدمائهم، ویفشو الویل والرنة فی نسائهم، اولئک اولیائی حقا، بهم ادفع کل فتنة عمیاء حندس، وبهم اکشف الزلازل، وادفع الآصار والاغلال، اولئک علیهم صلوات من ربهم واولئک هم المهتدون.

ثم قال فی آخره: قال عبدالعظیم: العجب کل العجب لمحمد بن جعفر وخروجه اذ سمع اباه ( علیه السلام) یقول هکذا ویحکیه .

ثم قال: هذا سر الله ودینه ودین ملائکته; فصنه الا اهله واولیائه (19)

عبدالله بن محمد بن جعفر از پدرش و او از جدش روایت کرده که حضرت باقر ( علیه السلام) فرزندان خود را پیرامونش جمع نمود و در میان آنها عم آن حضرت زید بن علی هم بود، پس از آن حضرت باقر ( علیه السلام) کتابی را بیرون آورد که بخط امیرالمؤمنین ( علیه السلام) و املاء حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) بود، و در آن کتاب مطالب ذیل نوشته شده بود:

بسم الله الرحمن الرحیم

این کتابی است از خداوند توانا و درستکار بسوی محمد که نور او و سفیر او و حجاب او و رهنمای اوست، این نامه را جبرئیل امین از نزد خداوند جهانیان فرود آورده .

ای محمد! نامهای مرا بزرگ بشمار و از نعمتهای من سپاسگزاری کن، منم خدایی که جز من معبودی نیست، شکننده ی شت ستمگران و عزت دهنده ی ستمدیدگان، و قاضی و حاکم روز رستاخیز . منم خداوندی که جز من معبودی نیست، هر کس غیر از احسان من از دیگری امیدوار باشد، و یا غیر از عدل من از دیگری بترسد او را عذابی دهم که احدی را مانند آن عذاب نکرده باشم اکنون مرا عبادت کن و بر من توکل نما . پیغمبری را مبعوث نمی کنم مگر اینکه در هنگام انقضای زمان او برایش وصیی قرار می دهم، و من تو را بر همه پیغمبران برتری دادم و وصیت را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم، و تو را گرامی داشتم به دو فرزندت حسن و حسین که دو شیر بچه اند، حسن را بعد از گذشتن زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم، و حسین را گنجور وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشتم، و عاقبت کار او را به سعادت ختم نمودم، او افضل شهداء است و بلندترین مقام را در میان آنها دارد، کلمه ی تامه و حجت بالغه خود را در نزد او گذاشتم، بوسیله عترت او جزا می دهم و عقاب می کنم اولین آن عترت «علی » است که پیشوای عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشته ام هست، و فرزندش «محمد» که همنام جدش می باشد شکافنده ی علم و معدن حکمت من است، زود است که مردم درباره ی «جعفر» به شک افتند و هلاک گردند، کسی که وی را تکذیب کند گویا مرا تکذیب کرده است، و من جایگاه جعفر را گرامی خواهم داشت، و او را بوسیله شیعیان و دوتسان و پیروانش خوشنود خواهم ساخت . پس از وی به «موسی » فتنه ی تاریک و ظلمانی نازل خواهد شد، رشته تقدیراتم بریده نمی شود و برهانم پنهان نمی ماند و دوستانم از جام پری سیراب می گردند، هر کس یکی از آنها را انکار نماید به نعمت من ناسپاسی کرده، هر که آیه ای از کتاب مرا جا به جا کند بر من دروغ بسته، وای بر مفترین و منکرین . در این هنگام که زمان «موسی » نقضی شود، بنده و دوست و برگزیده ام «علی » که ولی و یاری کننده ی من است خواهد آمد، کسی که سنگینی های نبوت را بر دوش او می گذارم و او را به قوت و نیرو در حمل اعباء رسالت آزمایش می کنم، او را دیوی سرکش و خودپرست خواهد کشت، و در شهری که بنای آن بدست بنده صالح گذاشته شده در نزد بدترین مخلوقات من دفع خواهد گردید . گفتارم ثابت است او را بوسیله فرزندش «محمد» که جانشین و وارث علم و دانش اوست مسرور خواهم ساخت، او معدن علم و محل اسرار و بر مخلوقاتم حجت است، هیچ بنده ای به او ایمان نیاورد مگر اینکه بهشت را جایگاه او قرار خواهم داد، و او را در هفتاد نفر از خویشاوندانش که آتش جهنم بر آنها لازم شده باشد شفیع خواهم ساخت . فرند او «علی » را که دوست و یاری کننده من است عاقبت کارش را به سعادت و خوشبختی پایان می دهم و او را گواه در میان مردمان و امین در وحی خود قرار خواهم داد و از وی دعوت کننده به طریقم و خازن علم خود «حسن » را بیرون خواهم آورد، و او را به فرزندش «م ح م د» که وسیله آمرزش برای جهانیان است تکمیل خواهم نمود . در این فرزند کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب نهفته است، در زمان او دوستانم خوار خواهند شد و سرهای آنها را به یکدیگر هدیه خواهند داد همان طور که سرهای ترک و دیلم را به هم هدیه می دادند، اینان کشته می شوند و سوخته می گردند، آنان همواره ترسان، مرعوب و اندیشه مند هستند، زمین به خون اینها رنگین می شود، فریاد و ناله و بانک و شیون از زنان آنها بلند است، و اینها از دوستان واقعی من هستند، بوسیله اینها هر فتنه تاریک و ظلمانی را دفع خواهم ساخت، و به خاطر اینها زلزله ها را برطرف می کنم و سختی ها و ظلم ها را بر می دارم، این دسته از مردم مشمول رحمت خداوند بوده و صلوات او شامل حال آنها می باشد و اینان هدایت شده هستند .

در پایان حدیث عبدالعظیم فرمود: از محمد بن جعفر تعجب است پس از اینکه این حدیث را از پدرش شنید و آن را از برای مردم بازگو کرد، به گفتار او توجهی نکرد و خروج نموة، این از اسرار پروردگار است، او را از نااهلان نگهدارید .

عرض دین بر معصوم

حدثنا علی بن احمد بن موسی الدقان (رضی عنه الله) وعلی بن عبدالله الوراق جمیعا قالا: حدثنا محمد بن هارون الصوفی قال: حدثنا ابو تراب عبیدالله بن موسی الرویانی، عن عبدالعظیم ابن عبدالله الحسنی قال: دخلت علی سیدی علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) فلما بصر بی قال لی: مرحبا بک یا اباالقاسم، انت ولینا حقا .

قال: فقلت له: یابن رسول الله! انی ارید ان اعرض علیک دینی، فان کان مرضیا ثبت علیه حتی الفی الله عزوجل .

فقال: هات یا اباالقاسم .

فقلت: انی اقول ان الله تعالی واحد لیس کمثله شی ء، خارج من الحدین: حد الابطال و حد التشبیه، و انه لیس بجسم ولا صورة ولا عرض ولا جوهر، بل هو مجسم الاجسام، ومصور الصور، وخالق الاعراض والجواهر، ورب کل شی ء و مالکه و خالقه، وجاعله ومحدثه، وان محمدا عبده ورسوله خاتم النبیین، فلا نبی بعده الی یوم القیامة، وان شریعته خاتمة الشرائع، فلا شریعة بعدها الی یوم القیامة، واقول ان الامام والخلیفة وولی الامر بعده امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، ثم الحسن، ثم الحسین، ثم علی بن الحسین، ثم محمد بن علی، ثم جعفر بن محمد، ثم موسی جعفر، ثم علی بن موسی، ثم محمد بن علی، ثم انت یا مولای .

فقال علی ( علیه السلام) : و من بعدی الحسن ابنی، فکیف للناس بالخلف من بعده؟

قال: قلت، وکیف ذاک یا مولای؟

قال: لانه لایری شخصه، ولا یحل ذکره باسمه حتی یخرج فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا.

قال: فقلت: اقررت، واقول ان ولیهم ولی الله، وعدوهم عدو الله، وطاعتهم طاعة الله، ومعصیتهم معصیة الله، اقول ان المعراج حق، والمسالة فی القبر حق، و ان الجنة حق، و النار حق، والصراط حق، و المیزان حق، والمیزان حق، والمیزان حق، وان الساعة آتیة لاریب فیها، وان الله یبعث من فی القبور، واقول ان الفرائض الواجبة بعد الولایة الصلاة، والزکاة، والصوم، والحج، والجهاد، والامر بالمعروف و النهی عن المنکر.

فقال علی بن محمد ( علیهماالسلام) : یا اباالقاسم! هذا والله دین الله الذی ارتضاه لعباده فاثبت علیه، ثبتک الله بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا وفی الآخرة (20)

عبدالعظیم حسنی فرمود: بر آقا و مولای خود علی بن محمد ( علیهماالسلام) وارد شدم، چون نظر آن حضرت بر من افتاد، فرمود: مرحبا ای ابوالقاسم! تو حقا از دوستان ما هستی.

عبدالعظیم گفت: عرض کردم: ای پسر پیغمبر! میل دارم عقائد دینی خود را بر شما عرضه بدارم، اگر مورد پسند باشد بر او ابت باشم تا به لقای خداوند برسم.

امام ( علیه السلام) فرمود: عقائد خود را اظهار نما.

گفت: عرض کردم: من معتقدم خدا یکی است و مانند او چیزی نیست، و از دو حد ابطال و تشبیه بیرون است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نیست، بلکه پروردگار اجسام را جسمیت داده و صورت ها را تصویر فرموده، و اعراض و جواهر را آفریده است، او خداوند همه چیز و مالک و محدث اشیاء است . عقیده دارم محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده ی او خاتم پیغمبران است، و پس از وی تا روز قیامت پیغمبری نخواهد بود، شریعت وی آخرین شرایع بوده و پس از او دینی و مذهبی نخواهد آمد . عقیده ی من درباره ی امامت این است که امام بعد از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (صلی الله علیه و آله وسلم) است، بعد از او حسن، پس از وی حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی (علیهم السلام)، بعد از اینها امام مفترض الطاعه شما هستید.

در این هنگام حضرت هادی ( علیه السلام) فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است لیکن مردم درباره ی امام بعد از او چه خواهند کرد؟

گوید: عرض کردم: ای مولای من! مگر جریان زندگی امام بعد از او از چه قرار است؟

فرمود: امام بعد از فرزندم حسن شخصش دیده نمی شود و اسمش در زبانها جایز نیست تا آن گاه که از پس پرده غیب بیرون شود و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان طور که از ظلم و ستم پر شده باشد .

عبدالعظیم گفت: عرض کردم: به این امام غائب هم معتقد شدم و اکنون می گویم: دوست آنان دوست خدا، و دشمن ایشان دشمنان خدا هستند . طاعت آنان طاعت پروردگار و معصیت و نافرمانی از آنها موجب معصیت اوست . من عقیده دارم که معراج و پرسش در قبر و هم چنین بهشت و دوزخ و صراط و میزان حقند، و روز قیامت خواهد آمد و در وجود آن شکی نیست، و خداوند همه ی مردگان را زنده خواهد کرد، و نیز عقیده دارم که واجبات بعد از اعتقاد به ولایت و امامت عبارت اند از: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر .

در این هنگام حضرت هادی ( علیه السلام) فرمود: ای ابوالقاسم! به خدا سوگند این معتقدات شما دین خداست که برای بندگانش برگزیده، بر این عقیده ثابت باش خداوند تو را به همین طریق در زندگی دنیا و آخرت پایدار بدارد .

ویژگی انتظار

الحسین بن علی العلوی، عن سهل بن جمهور، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن الحسن بن الحسین العرنی، عن علی بن هاشم، عن ابیه، عن ابی جعفر ( علیه السلام) قال: ما ضر من مات منتظرا لامرنا الا یموت فی وسط فسطاط المهدی وعسکره (21)

علی بن هاشم از پدرش از حضرت باقر ( علیه السلام) روایت کرده که آن جناب فرمود: کسی که در انتظار «امر» ما باشد زیانی به او نخواهد رسید، و این شخص مانند این است که در وسط خیمه ی حضرت مهدی و در میان لشگر آن جناب مرده باشد .

شرایط غیبت

حدثنا محمد بن احمد الشیبانی (رضی الله عنه)، عن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) عن ابیه عن آبائه عن امیرالمؤمنین ( علیهم السلام) قال: للقائم منا غیبة امدها طویل، کانی بالشیعة یجولون جولان النعم فی غیبته، یطلبون المرعی فلایجدونه، الا فمن ثبت منهم علی دینه ولم یقس قلبه لطول امد غیبة امامه فهو معی فی درجتی یوم القیامة.

ثم قال ( علیه السلام) : ان القائم منا اذا قام لم یکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته ویغیب شخصه (22)

عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد ( علیه السلام) و او از آباء گرامش از امیرالمؤمنین روایت نموده که آن بزرگوار فرمود: برای قائم ما غیبتی است که زمان آن بطول خواهد انجامید، من شیعیان را می بینم در غیبت او مانند گوسفندان که در جستجوی چرا گاه این طرف و آن طرف می روند سرگدان خواهند شد، و هرگز بوجود شریف آن حضرت راه پیدا نخواهند کرد . اکنون متوجه باشید هر کس از شیعیان ما در زمان غیبت بر دین و عقیده ی خود ثابت بماند، و دلش از طول غیبت خسته نگردد، وی در روز قیامت در نزد خودم قرار خواهد گرفت .

بعد از آن حضرت فرمود: قائم ما هر گاه قیام نماید تحت تبعیت احدی نخواهد بود، و برای این است که ولادت او از مردم مخفی می ماند، و وجود مقدسش از انظار غایب می گردد .

منتظرن، بهترین اهل زمان

حدثنا علی بن عبدالله الوراق قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفی، عن عبدالله بن موسی، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی (رضی الله عنه) قال: حدثنی صفوان بن یحیی، عن ابراهیم بن ابی زیاد، عن ابی حمزة الثمالی، عن ابی خالد الکابلی قال: دخلت علی سیدی علی بن الحسین زین العابدین ( علیهماالسلام) فقلت له: یابن رسول الله! اخبرنی بالذین فرض اللخه عزوجل طاعتهم و مودتهم، واوجب علی عباده الاقتداء بهم بعد رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم).

فقال لی: یا کابلی! ان اولی الامر الذین جعلهم الله عزوجل ائمة للناس و اوجب علیهم طاعتهم: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، ثم الحسن، ثم الحسین ابنا علی بن ابی طالب . ثم انتهی الامر الینا، ثم سکت.

فقلت له: سیدی! روی لنا عن امیرالمؤمنین (علی) ( علیه السلام) ان الارض لاتخلو من حجة لله عزوجل علی عباده، فمن الحجه و الامام بعدک؟

قال: ابنی جعفر، واسمه فی التوراة باقر; یبقر العلم بقرا، هو الحجة والامام بعدی، و من بعد محمد ابنه جعفر، واسمه عند اهل السماء الصادق.

فقلت له: یا سیدی! فقلت فکیف صار اسمه الصادق و کلکم صادقون؟

قال: حدثنی ابی ابیه ( علیهماالسلام) ان رسول الله ( علیه السلام) قال: اذا ولد ابنی جعفر بن محمد علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) فسموه الصادق; فان للخامس بن ولده ولدا اسمه جعفر یدعی الامامة اجتراء علی الله و کذبا علیه فهو عند الله جعفر الکذاب المفتری علی الله عزوجل، والمدعی لما لیس له باهل، المخاف علی ابیه والحاسد لاخیه، ذلک الذی یروم کشف ستر الله عند غیبة ولی الله عزوجل.

ثم بکی علی بن الحسین ( علیهماالسلام) بکاء شدیدا ثم قال: کانی بجعفر الکذاب وقد حمل طاغیة زمانه علی تفتیش امر ولی الله، والمغیب فی حفظ الله والتوکیل بحرم ابیه جهلا منه بولادته، وحرصا منه علی قتله ان ظفر به (و) صمعا فی میراثه حتی یاخذه بغیر حقه.

قال ابو خالد: فقلت له: یابن رسول الله! وان ذلک لکائن؟  

فقال: ای و ربی ان ذلک لمکتوب عندنا فی الصحیفة التی فیها ذکر المحن التی تجری علینا بعد رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم)  

قال ابو خالد: فقلت: یابن رسول الله! ثم یکون ماذا؟

قال: ثم تمتد الغیبة بولی الله عزوجل الثانی عشر من اوصیاء رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) والائمة بعده.

یا ابا خالد! ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان; لان الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام والمعرفتة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) بالسیف، اولئک المخلصون حقا وشیعتننا صدقا، والدعاة الی دین الله عزوجل سرا وجهرا.  

و قال علی بن الحسین (علیهماالسلام) : انتظار الفرج من اعظم الفرج (23)

ابو خالد کابلی گوید: بر سید خود علی بن الحسین (علیهماالسلام) وارد شدم و به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند پیغمبر! از کسانی که خاوند اطلاعت از آنها را پس از پیغمبر واجب نموده و بندگان خود را به اقتدای آنان ملزم ساخته است مرا آگاه نما .

حضرت فرمود: ای کابلی! اولوالامری که پروردگار آنها را برای مردم پیشوا قرار داده و اطلاعت ایشان را واجب نموده است، اولین آنها امیرالمؤمنین (علیه السلام) و بعد از وی دو فرزندش حسن و حسین (علیهماالسلام) هستند، پس از این دو نفر مقام آنان به ما رسیده، پس حضرت ساکت شدند .

ابو خالد گوید: عرض کردم: ای سرور من! برای ما روایت کرده اند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: زمین هیچگاه از جت خدا خالی نمی ماند پس حجت و امام بعد از تو کیست؟

حضرت فرمود: فرزند من محمد که نام او در تورات باقر است; زیرا که علم را از هم خواهد شکافت و حقائق آن را برای مردم بازگو خواهد کرد او امام و حجت بعد از من است، پس از وی فرزندش «جعفر» حجت و امام است و نام او در نزد اهل آسمان «صادق» است .

راوی گوید: عرض کردم: ای سید من! چگونه وی را «صادق » نامیده اند در حالی که شما اهل بیت همه صادق و راستگو هستید؟

حضرت فرمود: پدرم از پدرش روایت کرده که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هر گاه فرزندم جعفر بن محمد متولد شد او را صادق نام بگذارید; زیرا که پنجمین فرزند او که جعفر نام خواهد داشت مدعی مقام امامت خواهد شد، وی دز نزد پروردگار کذاب و مفتری محسوب است و مدعی مقامی است که اهلیت آن را ندارد، او با پدرش مخالفت می نماید و به برادرش حسد می ورزد، او در هنگامی که ولی خدا غایب است قصد افشای اسرار پروردگار را خواهد کرد .

پس از این حضرت سجاد ( علیه السلام) گریه زیادی نموده و فرمود: گویا می بینم جعفر کذاب را در حلیکه طاغیه ی زمان خود را در جستجوی امر ولی خدا راهنمایی می کند، و حلا اینکه ولی پروردگار در محافظت خداوند قرار گرفته و وکاتل حرم پدرش بعهده ی وی نهاده شده، جعفر کذاب از روی جهلی که به ولادت ولی عصر دارد حریص است که آن حضرت را بعد از ولادت بقتل برساند برای اینکه به میراث پدرش دست پیدا کند و ارث او را بدون استحقاق دریافت نماید .

ابو خالد گوید: عرض کردم: ای پسر رسول خدا! این اموری که فرمودید انجام خواهد گرفت؟

حضرت فرمود: آری به پروردگارم سوگند این مطالب در صحیفه ای که نزد ما موجود است نوشته شده، و در آن صحیفه تمام سختیها و پیش آمدهایی که برای ما پیش آمد خواهد کرد مضبوط است .

ابو خالد گوید: عرض کردم: پس از آن چه خواهد شد؟

حضرت فرمود: پس از آن غیبت ولی خدا و دوازدهمین وصی حضرت رسول و ائمه ( علیهم السلام) به درازا خواهد کشید .

فرمود: ای ابو خالد! مردمان زمان غیبت که به امامت او معتقد گردند و منتظر ظهور او باشند بهترین مردمان هستند; زیرا خداوند به اندازه ای به آنان فهم و خرد و شناخت مرحمت فرموده که غیبت در نزد آنها بمنزله مشاهده، و مدرم آن زمان مانند کسانی که در پیشاپیش مقابل حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) به جهاد پرداخته باشند محسوب خواهند شد، آنها حقا بندگان خالط و شیعیان راستگو هستند، و آنانند که مردم را بسوی دین خدا در آشکار و پنهان دعوت می کنند .

و در پایان حدیث حضرت فرمود: انتظار فرج از بهترین اعمال است .

ویژگی های مهدی (علیه السلام)

8 . حدثنا علی بن احمد بن موسی الدقاق (رضی الله عنه) قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفی قال: حدثنا ابو تراب عبدالله بن موسی الرویانی قال: حدثنا عبدالعظیم ابی عبدالله بن علی بن الحسین بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) (الحسنی)

قال: دخلت علی سیدی محمد بن علی موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین ابن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) وانا ارید ان اساله عن القائم اهو المهدی او غیره، فابتد انی فقال لی: یا اباالقاسم! ان القائم منا هو المهدی یجب ان ینتظر فی غیبته، ویطاع فی ظهوره، وهو الثالث من ولدی، والذی محمدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بالنبوة وخصنا بالامامة انه لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما، وان الله تبارک وتعالی لیصلح له امره فی لیلة کما اصلح امر کلیمه موسی (علیه السلام) اذ ذهب لیقتبس لاهله نارا فرجع و هو رسول نبی.

ثم قال ( علیه السلام) : افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج (24)

عبدالعظیم حسین گفت: بر ابوجعفر محمد بن علی (علیهماالسلام) وارد شدم و قصد داشتم که از آن حضرت راجع به «قائم » که آیا مهدی همان است پرسش نمایم . قبل از این که من موضع سؤال را مطرح کنم، آن بزرگوار خود آغاز سخن فرمود، گفت: این ابوالقاسم! بدرستی که قائم از خاندان ما همان «مهدی» است که واجب است انتظار او کشیده شود در غیبتش، و اطاعت گردد در ظهورش، وی سومین فرزند از اولاد من است . سوگند به خدایی که محمد را براستی برانگیخت، و ما را به امامت مخصوص گردانید اگر از دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن روز را چنان طول خواهد داد که تا مهدی از پشت پرده ی غیبت بیرون گردد، و زمین را از عدل و داد پر نماید همان طور که از جور و ستم پر شده باشد، خداوند امور ولی عصر را در یک شب اصلاح خواهد نمود، به همان روشی که امر موسی بن عمران را در هنگامی که رفت از کوه آتش بیاورد اصلاح فرمود و او را به اهلش برگردانید در حالیکه پیغمبر بود .

و در پایان حدیث حضرت فرمود: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است .

نتیجه:

از روایت نقل شده از طریق عبدالعظیم حسنی ( علیه السلام) در باره امام عصر ( علیه السلام) می توان به نتایج و تعالیم زیر دست پیدا کرد:

1.امام زمان ( علیه السلام) سومین فرزند امام محمدتقی ( علیه السلام) و همنام و هم کنیه با پیامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم) است .

2.امام عصر ( علیه السلام)، پس از آنکه جهان سرشار از ظلم و ستم شده است، آن را از عدل و داد آکنده می کند .

3.تعداد یاران اولیه او در ابتدا 313 نفر و به تعداد نفرات لشکر اسلام در جنگ بدر است و پس از آن با سپاهی که ده هزار نفر می باشند به فرمان الهی قیام می کند .

4.بیعت هیچ کسی در گردن او نیست .

5.از دشمنان خدا، آنقدر می کشد تا خداوند خشنود گردد .

6.خداوند کار او را در یک شب اصلاح می کند، چنانکه مشکل موسی کلیم را در یک شب اصلاح کرد .

7.بهترین اعمال شیعیان، انتظار فرج است و بهترین افراد منتظران ظهور اویند .

فیارب عجل فی ظهور امامنا

فهذا دعاء للبریة شامل .

پی نوشت ها:

۱- امام زادگان ری، ج ۱، ص ۷۸.

۲- زندگانی حضرت عبدالعظیم (علیه السلام)، ص ۳۰.

۳- کمال الدین، ج ۲، ص ۵۱.

۴- اختران فروزان ری، ص ۳۷.

۵- من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۸۰.

۶- امام زادگان ری، جلد ۱، ص ۷۴.

۷- رجال نجاشی، ص ۲۴۷.

۸- روح و ریحان، ص ۲۴۸.

۹- امام زادگان ری، ج ۱، ص ۱۲۰.

۱۰- همان منبع، ص ۱۲۲.

۱۱- کامل الزیارات، ص ۳۲۴.

۱۲- همان، ص ۳۲۴.

۱۳- اختصاص، ص ۲۴۷.

۱۴- عیون الاخبار، ص ۳۴۱.

۱۵- کمال الدین، ج ۱، ص ۱۸۸.

16- البقرة/148 .

17- کمال الدین 1/36; الاحتجاج 2/249 .

18- معانی الاخبار ص 139، باب معنی الرجیم .

19- کمال الدین، ب 28، ح 3 .

20- الامالی للصدوق 419; روضة الواعظین 31; کفایة الاثر 286 .

21- الکافی 1/372 .

22- کمال الدین، ج 1، ص 303

23- کمال الدین و تمام النعمة 319 .

24- کمال الدین، ص 377 .

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی حوزه