آیت الله سید علی اصغر هاشمی علیا

آیت الله سید علی اصغر هاشمی علیا، متولد 1315ش.از محله چیذر، واقع در شمیران می‌باشد. پدر وی، سید حسن هاشمی علیا و مادرش بانو میری، از تبار سادات جلیل‌القدر شمیران بوده‌اند. فضای خانواده‌ای متدین و پایبند به شرعیات، مسیر نورانی زندگی فرزند را رقم زده و فرزند ارشد خانواده را مشتاق علوم دینی می‌نماید.

سید علی اصغر تا سن 7 سالگی به مکتب رفته و بعد از آن وی را در مدرسه‌ای واقع در محله‌ی رستم‌آباد نام نویسی نموده و سه پایه درسی را در آن مدرسه گذرانده و برای پایه چهارم و پنجم راهی مدرسه نیکی اعلا واقع در دزاشیب می شود. چیزی نمی‌گذرد که  با وجود اهتمام خانواده و علاقه شخصی‌اش به درس، به علت بی‌حجابی معلم از رفتن به مدرسه سر باز می‌زند. سید علی اصغر این بار برای فراگیری علم دست به دامن آیت الله نهاوندی شده و با توصیه ایشان، نزد فرزند استاد به یادگیری علوم قرآن و مقدمات آن پرداخته و کم کم با مطالعه شخصی خود، کتاب معالم و بعضی کتب دیگر حوزه را به اتمام می‌رساند.

با تمام اصراری که پدر ایشان برای اشتغال وی در کارهای اداری داشت، از اشتغال در ادارات آن زمان سر باز زده و به کار در مزرعه مشغول می‌گردد وی علت این کار را شبهه‌ی خدمت به دولت طاغوت دانسته و راضی به دریافت حقوق شبهه‌ناک آن نشده و ترجیح می‌دهد، با دسترنج خود هزینه تحصیل خود را فراهم آورد. وی برای کسب رضایت پدر، روزها سخت کار کرده و شب ها درس می‌خواند. شوق وافر سید علی اصغر به کسب علوم و معارف دینی، کم کم وادارش می‌کند که مکتب درس استاد را رها کرده و راهی قم شود.

حاج سید علی اصغر، با اقامت پانزده ساله‌اش در شهر قم، نزد اساتیدی چون آیات عظام بروجردی، گلپایگانی، لاریجانی، محقق داماد، اراکی، امام خمینی و علامه طباطبایی (رحمة الله علیهم) تلمذ کرده و کم کم به حسب نیاز زادگاه مادری اش، به تهران باز می گردد.

بازگشت به تهران و تأسیس حوزه علمیه حضرت قائم (عج):

مهم‌ترین خدمت خالصانه حضرت استاد در عرصه ی ترویج علم و دانش، تأسیس حوزه علمیه در چیذر بود که در سایه با برکت حضرت حجت (عج) این مرکز علمی توانست نقش بسزایی در بالندگی و شکوفایی فرهنگ غنی اسلامی در شهر تهران ایفا نماید.

آیت الله هاشمی علیا در این‌باره می گوید: «ایام تبلیغ که مبلّغان به تهران می‌آمدند، جایی برای اقامت نداشتند. از سویی بزرگانی چون حجج اسلام لنکرانی، اردکانی، رسولی محلاتی و ... در شمیران بودند که کتاب جواهر را با هم مباحثه می‌کردیم. خوب در خاطرم هست که در یکی از جلسات پیشنهاد کردم که سزاوار است با وجود چنین اساتیدی حوزه‌ای در شمال تهران تأسیس گردد. همگی به جهت رضایت لبخندی زدند و یکی گفت: کسی را می‌خواهد که پیش قدم شود. بنده هم امکانتش را داشتم و هم از جهت درسی آماده تدریس بودم، با توکل به خدا توانی در خودم دیدم و دیگر درنگ را جایز ندانسته و دست به کار شدم.»

در واقع آیت الله هاشمی علیا با تشکیل حوزه‌ی علمیه در زمان اوج محدودیت روحانیت، دست به یک جهاد علمی زدند تا  در حد توان خود خدمتی در جهت تأمین پشتوانه علمی جامعه متدینین و ارشاد جوانان نماید. با همین نیت ده شب سخنرانی خود را در هیئت جوانان مسجد چیذر به همین موضوع اختصاص می‌دهد. وی می‌گوید: « به جوانان گفتم: ما مسلمانیم. لسان اسلام قرآن کریم و روایات نورانی اهل بیت (علیهم السلام ) است. بر هر مسلمانی لازم است به لسان اسلام آشنا باشد. لذا شما جوانان عزیز را دعوت می کنم به ثبت نام در حوزه‌ای که بنای تأسیسش را دارم. بعد از ماه صفر درس‌ها را شروع می کنم و قول می‌دهم اگر شبی یک ساعت وقت خود را به من بدهید، بعد 5 سال نیازی به روحانی‌ای که برای شما تفسیر قرآن و روایت بگوید، نداشته باشید و خود بتوانید از قرآن و روایات بهره بگیرید. 10 شب با استناد به آیات و روایت جوانان را تشویق به تحصیل کردم. تا قبل ماه صفر، حدود 100 نفر اعم از اهالی چیذر و اطراف آن ثبت نام کردند. دو سال کلیه درس ها را تمام وقت تدریس کردم. و متأسفانه در این مدت احدی از علمای شمیران برای تدریس با من همکاری نکرد. شاید عذرشان این بود که اوضاع و احوال جامعه در آن زمان، علیه روحانیت بوده و مانع از ادامه کار حوزه خواهد شد. به هر حال تنها بودم.»

ایشان با تربیت صدها عالم مجتهد، خطیب، نویسنده و استاد حوزه و دانشگاه، نقش بسیاری در اعتلای فرهنگ جامعه داشته‌اند. جهت پی بردن به اهمیت تأسیس چنین حوزه علمیه‌ای باید به موقعیت حساس آن روزگار (حکومت طاغوت) توجه ویژه داشت؛ چراکه بدون در نظر گرفتن شرایط زمان، اهمیت چنین کاری، مغفول خواهد ماند.

در آن زمان حکومت پهلوی با تمام قوای خود در صدد مبارزه با دین مقدس اسلام و روحانیت بود. این وضعیت، شرایط را برای استاد سخت می‌نمود، به طوری‌که 15 روز پس از تأسیس حوزه، ساواک ایشان را احضار کرده و مورد عتاب قرار می‌دهد که: شنیده‌ایم می‌خواهی قم را به چیذر بیاوری! و استاد در نهایت آرامش پاسخ می‌دهد: «من طلبه‌ای هستم که کمی درس خوانده‌ام و می‌خواهم درس بدهم. شما هم آقازاده خود را بفرستید تا ما به او قرآن بیاموزیم.»

به هر صورت، نظارت و کنترل ساواک بر ایشان ادامه می‌یابد و مأموران مخفی آن‌ها به عنوان طلبه، مرتباً به حوزه رفت و آمد می‌کنند و تقریباً در هر ماه، یک مرتبه استاد را به ساواک احضار می‌کنند. نکته حائز اهمیت این است که با وجود این خفقان و این درجه از نظارت، چریکی چون سید علی اندرزگو، در این حوزه اقامت کرده و از حمایت استاد برخوردار می‌گردد.

اخلاص بی مثال استاد یاریگر وی در طی کردن مسیر پر فراز و نشیب تبلیغ و تدریس، در دوران ستمشاهی می‌گردد.

قبل از تأسیس حوزه، بنای استاد بر این بود که به قم مراجعت کرده و در آنجا اقامت نموده و به کار علمی خود بپردازد، اما با مشاهده وضعیت محل و شهر تهران، از تصمیم خود برگشته و اقامت در چیذر را اختیار می کند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و درگیر شدن استاد با مسئولیت های چون تحویل گیری و راه اندازی مجدد صنایع دفاع، پادگان های ارتش و بعضی عمارات رژیم سابق، حوزه علمیه چیذر به مدت یک سال تعطیل می شود. همین خلل در کار حوزه، استاد را وا می دارد که از پذیرش سمت های دولتی سر باز زده و برای راه اندازی مجدد حوزه، به حوزه برگشته و آن را مجدداً در سال 58 بازگشایی نماید.

البته چند سال بعد، با صدور فرمان هشت ماده ای حضرت امام (ره)، مجدداً به ایشان پیشنهاد عضویت در هیئت سه نفره ای که بنا بود عازم استان گیلان شود، می شود. استاد ابتدا به دلیل اهتمام فراوان به حوزه، این مسئولیت را نپذیرفته، اما با اصرار شهید شاه آبادی قبول می کند. در همان شرایط هم با این که شهید شاه آبادی، به دلیل اهمیت مأموریت، ضرورت اعزام استاد و نبود نیرو برای اداره حوزه، پیشنهاد تعطیل کردن آن را می دهد، باز هم استاد شفیق، از همکاران خود در اداره چند ماهه این مرکز علمی استمداد کرده و راهی سفر می شود.

مأموریت استاد پس از هفت ماه، با گزارشی تمام وکمال، به پایان رسیده و مجدداً به حوزه برگشته و کلاس های درس ایشان برقرار می گردد.

هم اکنون جلسه درس اخلاق استاد (ویژه طلاب)، شرح دعای مکارم اخلاق (عمومی)، و جلسه درس خارج فقه، محلی برای استفاده شاگردان و عموم مردم از محضر این فاضل فرزانه است.

از شاخصه های مهم این حوزه، تأسیس واحد خواهران حوزه، همزمان با واحد برادران است. این مسأله به خوبی بیانگر نگاه استاد به تساوی زن و مرد در ابعاد علمی، معنوی و روحانی است.

حضرت استاد علاوه بر اداره‌ی مستقل حوزه علمیه چیذر و شعب خواهران و برادران آن، حوزه علمیه امام حسن مجتبی(ع) واقع در لواسان را پی‌ریزی  نموده و پس از راه‌اندازی، مدیریت آن را واگذار می‌نمایند.

هم اکنون حوزه علمیه چیذر با 300 طلبه برادر و 300 طلبه خواهر، در دو شعبه چیذر (مرکز آموزش عالی) و فاطمیه (سطح دو) مشغول به ارائه خدمت می باشد.

آیت الله هاشمی علیا، در تمام سال های پس از انقلاب اسلامی، تمام همت خود را به تربیت شاگردانی اختصاص می دهد که هر یک در گوشه ای از کشور پهناورمان، منادی آیین مقدس اسلام شده و چون چراغی در تاریکی کویر، می درخشند. توصیه مکرر استاد به شاگردانشان این است که اگر می خواهید پاسدار دین و قرآن باشید، باید خود را بسازید و با مناجات شبانه روح خود را صیقل دهید و با نوافل، به خدا نزدیک شوید.

ایشان بارها در موعظه های خود فرموده اند: امروز روحانی باید مجهز به علم و تقوا باشد، اهل عبادت و اهل مطالعه باشد وظیفه ی روحانی امروز سنگین است و از این فرصت اندک باید استفاده کرد.

 والسلام